تبليغاتX
سرزمین عشق .


چه زیبا! گفتم دوستت دارم !
چه صادقانه پذیرفتی!
چه فریبنده !
آغوشم برایت باز شد !
چه ابلهانه!
با تو خوش بودم !
چه كودكانه !
همه چیزم شدی !
چه زود !
به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی !
چه ناجوانمردانه !
نیازمندت شدم !
چه حقیرانه!
واژه غریبه خداحافظی به من آمد!
چه بیرحمانه!
من سوختم(تقدیم به عشق B



نویسنده : کریم باقری تاریخ : یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391
بیست تمپ
سلام به همه دوستانی که تو این مدت به وبم اومدن و نظر گذاشتن صمیمانه ازشون ممنونم راستش به خاطر مشکلاتی که داشتم نمی تونستم بیام پیشتون واز این بابت خیلی ناراحتم ایشالا تو روزهای آینده با مطالب فوق العاده میام واز خجاتتون در میام بازم ببخشین که نبودم همتونو دوس دارم عاشقتونم مر30



نویسنده : کریم باقری تاریخ : جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391
بیست تمپ


http://img4up.com/up2/10481290554801796633.jpg


توسط عاطفه






نویسنده : کریم باقری تاریخ : چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390
بیست تمپ


بی بهانه سلام

تازه از دیدنت می آیم.این وقتها حال عجیبی دارم. باور نمی کنی ولی از شدت مستی خمارم.از یک طرف به جشمانم که تو را دیده اند و احساسم که بودنت را لمس کرده است می بالم و از یک طرف از این همه تیک تیک ساعت که تا دوباره دیدنت باید ضربان قلب بی توام را تداعی کنند خجالت می کشم.آخر میدانی که این لحظات دورترین ثانیه هایند از دوباره دیدن تو.

هرجند من تو را زیاد می بینم.من تو را در جشمان مضطرب یک عاشق،در لبخند در عین فرح بخشی طعنه زن یک معشوق و در اشکهای شبانه ی گلهایی می بینم که می دانند تا زیبایی و عطر تو هست طراوت برگهاشان و تنگی غنجه هاشان تنها نشانه ای از پوست و دهان توست و عرق شرم شبنمشان برای اینست که بحقیقت خود را لایق اینهم نمی دانند.

راستی با روزهای مانده تا بهار چه میکنی؟

اشتباه نکن.بهار عشقم را می گویم.بهار عشق من روز فریادش نیست،روز آغازش نیست،روز آغاز توست.

چرا تولدت نمی شود؟ آخر من با این که میدانی چقدر دوستش دارم به پاییز که درد نارنجی عاشقان را کمی بیشتر میداند سپرده بودم به زمستان بگوید امسال زودتر بیاید جرا که تو همیشه با آن میایی.

کاش میشد چشمها را بست و لای تقویم را یکباره باز کرد و چون درست روی همان روز باز می شود ...

ولی نه آخر این انتظار بهانه ی جدیدی است برای شبهایی که می خواهم بخوابم به امید اینکه خوابت را ببینم و به این امید که بیدار شدنم مصادف باشد با طلوع زیبای خورشید چشمانت و آن اینست که فردا که بیدار می شوم یک قدم به رسیدن کبوتران صحن خیس چشمانم به آرزویشان که رساندن دوستت دارم های من به تو به امید نوازشی بخاطر تولد توست نزدیک شده ام.اما خوب می دانم که:

تاریخ تولد تو توی دفتر حسابم شب که جشمامو می بندم باز نمی ذاری بخوام

غریب قریبت

کریم



نویسنده : کریم باقری تاریخ : چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390
بیست تمپ


دستان تو

می خواستم امروز از لمس دستانت بنویسم ،ولی نمی توانم.انگار دسته ای از گیسویت که نه تاری از موهایت که دلم را به زنجیر کشیده است دستم را گرفته تا از گرفتن دستانت ننویسم.خودنویسم هم روی کاغذ نمی لغزد.

نمی دانم چه و چگونه بگویم.خود تار قلم به دست می گیرد و چه روان می نویسد:

احساس من به تو عشق است،عشق،عشقی نه آنچنان که بخواهد با ابتذال یک هم آغوشی فروکش کند احساس مقدسی که مرا محکوم به پاک ماندن ابدی می کند.

گفته بودم که تو برای منِ تشنه، تابلویی با موضوع آب هستی و چه روشن چیداست که هیچ بوسه و در هم پیچیدنی و هیچ تماس مهربانانه ی دستی چاره کار نیست، خوردن تابلو را می ماند بجای آب، و شاید همین است که دوست دارم ساعتها بنشینم و در خلسه ی گنگ چشمانت گم شوم.معبود من ، دوست داشتن تو دوست داشتن آب است و من تشنه ی آبم،من عشق را یافته ام معشوق بهانه است.

اشتباه نکن، ترسم از آتش نیست.چرا که خوب می دانم که لمس دستان یخ کرده ات چنان آتشی در دلم می اندازد که آتش را هم می سوزانم.بهشت را هم که خیلی پیش فدای غمزه ی پنهانت کرده ام.ترسم از رفتن توست.

تو باید بمانی.بارها گفته ام که باید افسانه شوی.آخر تو آنقدر زیبایی که تا ابد هرکس نشانی از جمال معشوقش را در تو خواهد کرد و آنقدر خوبی که تمام معشوقهای نیامده را هم شرمنده کنی. و من خوب می دانم که با لمس کردنت می روی، ویس رفت ولی لیلی ماند، من می سوزم تو بمان.

از موهایت نوشتم؛تو خوب می دانی که چقدر دوستشان دارم ،بارها از حسرت نوازششان گفته ام و این که می خواهم با شانه ای از جنس خود آرام آرام شانه ام را از زیر بار آشفتگی اش که هر بار آشفته ترم می کند رها کنم.اصلا مگر نگفتم که شاعری،شاعری که شعرش نتواند مرا به دزدانه نگاه کردن گیسوی پریشانت بخواند به چه کار می آید.ولی نه،آن روسری کوچک صورتیت را بر ندارد،نگذار چشمانم را از خجالت چشمان خدا از تو بدزم.

مگر نه اینست که من وتو یک وجودیم و نه این که عشق آنقدر بزرگوارمان کرده است که حاضر نیستیم مثل دیگران در بستر معشوق بخوابیم.من و عشقم یک روحیم ما در هم می خوابیم.

نمی دانم،شاید روزی از پیکرم بیرون شوی و بروی پیش دوستت تا باز از این چند قدم فاصله شکایت کنی،درست عین نسیمی که تمام اتاق را معطر کرده و به دنبال روزنی به بیرون است،برو من تو را به آزادی و عشق آینده ات بخشیدم ولی به پاس حسرت ابدیم از تو نسیم که هستی معطر بمان،تا ابد معطر بمان.

در حسرت ابدیت(نظریادتون نمیره!!



نویسنده : کریم باقری تاریخ : یکشنبه چهاردهم اسفند 1390
بیست تمپ

کم نامه‌ي خاموش برايم بفرست
از حرف پرم گوش برايم بفرست
دارم خفه مي‌شوم در اين تنهايي
لطفاً کمي آغوش برايم بفرست





نویسنده : کریم باقری تاریخ : چهارشنبه دهم اسفند 1390
بیست تمپ



نویسنده : کریم باقری تاریخ : دوشنبه هشتم اسفند 1390
بیست تمپ


خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه خاطراتم رو انداختم یه گوشه ای و گفتم : فراموش ؛ یه چیزی ته قلبم خندید و گفت : یادمه.



نویسنده : کریم باقری تاریخ : دوشنبه هشتم اسفند 1390
بیست تمپ


1) زوج های موفق خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت می گویند. زوج های موفق قبل از ازدواج، توقعاتی كه از یكدیگر دارند مطرح می كنند، اگر توافق اساسی با هم ندارند (برای مثال مرد فرزند می خواهد ولی خانم مخالف است)، می توانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فكر كنند. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت می كنند و اگر اختلافی پیش آمد، آن را به زمان دیگری موكول می كنند تا همدیگر را درك كنند و به توافق برسند.

2) زوج های موفق فردیت خود را حفظ می كنند. بعد از ازدواج استقلال زوج ها كم می شود اگر افراد فرزند داشته باشند روز به روز وابستگی بیشتر می شود و گاهی افراد احساس خستگی می كنند. زوج های موفق می دانند حتی اگر به هم علاقه داشته باشند، گاهی احساس خستگی می كنند. آنان یكدیگر را تشویق می كنند تا همیشه"ما" نباشند و زمانی هم برای "خود" داشته باشند و به كارهای مورد علاقه خود بپردازند.بدین ترتیب زوج فردیت خود را حفظ می كند و زندگی ، شاداب می شود.

3) زوج های موفق همدیگر را مركز توجه قرار می دهند. آنان همدیگر را دست كم نمی گیرند و همیشه به فكر خوشبختی همسر خود و خانواده هستند. معمولاً افراد چند سال پس از ازدواج مانند سال های اول به هم توجه نمی كنند. ولی زوج های موفق، كارهای كوچك نظیر اولویت قرار دادن نیازها و كارهای همسر و كارهای بزرگ نظیر احترام و گوش كردن به حرف های هم را مدنظر قرار می دهند. ازدواج دریای تغییرات است. شما اغلب فراموش می كنید همسرتان مهم است و به او توجه نمی كنید. درعوض به كار، سرگرمی و دوستان اهمیت می دهید ولی زوج های موفق همدیگر را مركز توجه قرار می دهند.

4) زوج های موفق روش های حل اختلاف را می آموزند. "جان گاتمن" روانشناس كه 20 سال زندگی زوج ها را مطالعه كرده، عامل اصلی موفقیت یا شكست ازدواج را توانایی، یا عدم توانایی حل اختلافات می داند. حتی اگر همسرتان و شما كاملاً با هم یكی باشید ، گاهی با نظر هم موافق نیستید و این مخالفت باعث ناراحتی می شود. نباید به اعتیاد، خشونت و ... رو بیاورید. اگر خواسته شما و همسرتان با هم فرق دارد، باید آن را حل كنید. زوج های موفق با هم صحبت می كنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به هم دارند. آنان در مورد اختلافات و مخالفت ها با هم مذاكره می كنند تا به نتیجه عادلانه برسند. آنان از یكدیگر حمایت می كنند و غـُر نمی زنند. آنان می پذیرند در مواردی عشق ، برتر از پیروزی است.

5) زوج های موفق با هم رشد می كنند. مسلماً فردی كه امروز با او ازدواج می كنید،10 سال آینده متفاوت خواهد بود. شما هر دو تغییر می كنید. به ویژه در شرایط سخت زندگی مانند از دست دادن والدین . زوج های موفق می دانند كه یكی یا هر دو در طول زندگی تغییر می كنند و قواعد عوض می شود. پس لازم است تغییر كنید تا بتوانید روابط در حال تغییر را عوض كنید.

6) زوج های موفق برای حفظ روابط می كوشند. زوج های موفق به طور منظم وضعیت زندگی خود را بررسی كرده  و با هم صحبت می كنند تا از شادی و رضایت هر دو از زندگی مشترك مطمئن شوند. اگر یكی ، یا هر دو شما از زندگی مشترك ناراضی هستید، مشكلتان را حل كنید.

7) از مراجعه به مشاور خجالت نكشید. زوج های موفق قبل از مراجعه به مشاور، سند طلاق را امضا نمی كنند. آنان می كوشند كه مشكلات را در اولین فرصت حل كنند.



نویسنده : کریم باقری تاریخ : جمعه پنجم اسفند 1390
بیست تمپ


رویاهایم را در کنار کسانی گذراندم که بودند ولی نبودند
همراه کسانی بودم که همراهم نبودن
وسیله کسانی بودم که هرگز آنها را وسیله قرار ندادم
دلم را کسانی شکستند که هرگز قصد شکستن دل آنها را نداشتم
و تو چه دانی که عشق چیست
عشق سکوتی است در برابر همه اینها !!!



نویسنده : کریم باقری تاریخ : چهارشنبه سوم اسفند 1390
بیست تمپ

چشمانم شب ترین است
دلم دریاترین ..
رویایم ستاره ترین
و
عشقم کوه ترین…!
کجاست آن فرهادترین …؟




نویسنده : کریم باقری تاریخ : چهارشنبه سوم اسفند 1390
بیست تمپ


روي تخته سنگي نوشته شده بود:

 اگر جواني عاشق شد چه کند؟

 من هم زير آن نوشتم:

بايد صبر کند

 براي بار دوم که از آنجا گذر کردم

 زير نوشته ي من کسي نوشته بود

 اگر صبر نداشته باشد چه کند؟

 من هم با بي حوصلگي نوشتم

 بميرد بهتر است

 براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم

 انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد

 اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...(توسط حامد)
نظریادت نره!!!


نویسنده : کریم باقری تاریخ : جمعه بیست و هشتم بهمن 1390
بیست تمپ



نویسنده : کریم باقری تاریخ : پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390
بیست تمپ


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست



نویسنده : کریم باقری تاریخ : پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390
بیست تمپ


نویسنده : کریم باقری تاریخ : یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390
بیست تمپ



نویسنده : کریم باقری تاریخ : یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390
بیست تمپ



نویسنده : کریم باقری تاریخ : یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390
بیست تمپ






نویسنده : کریم باقری تاریخ : یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390
بیست تمپ
بيهوده متاز که مقصد خاک است

- هرگز برای خوشبختی امروز و فردا نکن

- نماز وقت خداست انرا به ديگران ندهيم

- هرگاه در اوج قدرت بودی به حباب فکر کن

- هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود

- دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود

- هرگز از کسي که هميشه با من موافق بود چيزي ياد نگرفتم

- خطا کردن یک کار انسانی است امّا تکرار آن یک کار حیوانیست

- دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن آموخته است

- تنها موقعی حرف بزن كه ارزش سخنت بیش از سكوت كردن باشد

- هیچ زمستانی ماندنی نیست...حتی اگر تمام شبهایش یلدا باشد

- مرد بزرگ، كسي است كه در سينۀ‌خود ، قلبي كودكانه داشته باشد

- سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر كه بتوانی چراغی به آن نصب كنی

- يادها رفتند و ما هم ميرويم از يادها. کي بماند برگ کاهي در ميان بادها

- دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است

- هيچوقت نمی‌توانيد با مشت گره ‌کرده ، دست کسی را به گرمی بفشاريد

- نگاه ما به زندگي و کردار ما تعيين کننده ي حوادثي است که بر ما مي گذرد

- کاش در کتاب قطور زندگي سطري باشيم ماندني ... نه حاشيه اي از ياد رفتني

- هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد ، او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد

- در برابرکسی که معنای پرواز را نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد



نویسنده : کریم باقری تاریخ : جمعه بیست و یکم بهمن 1390
بیست تمپ

چه قدر فاصله اینجاست بین آدمها

چه قدر عاطفه تنهاست بین آدمها

کسی به حال شقایق دلش نمی سوزد

و او هنوز شکوفاست بین آدمها

کسی به نیت دل ها دعا نمی خواند

غروب زمزمه پیداست بین آدمها

چه می شود همه از جنس آسمان باشیم

طلوع عشق چه زیباست بین آدمها

تمام پنجره ها بی قرار بارانند

چه قدر خشکی و صحراست بین آدمها

به خاطر تو سرودم چرا که تنها تو

دلت به وسعت دریاست بین آدمها


نویسنده : کریم باقری تاریخ : پنجشنبه بیستم بهمن 1390
بیست تمپ


اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند



نویسنده : کریم باقری تاریخ : پنجشنبه بیستم بهمن 1390
بیست تمپ

می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم




نویسنده : کریم باقری تاریخ : پنجشنبه بیستم بهمن 1390
بیست تمپ

دو نفر که همدیگر را خیلی دوست داشتند و یک لحظه نمی توانستند از هم جدا باشند، با خواندن یک جمله معـــروف از هــم جـــدا می شــوند تا یکدیگر رو امتحان کنند و هــر کــدام در انتظار دیگــری همدیگر را نمی بینند. چون هر دو به صورت اتفاقی و به جمله معروف ویلیام شکسپیر بر می خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده »



نویسنده : کریم باقری تاریخ : پنجشنبه بیستم بهمن 1390
بیست تمپ



نویسنده : کریم باقری تاریخ : دوشنبه دهم بهمن 1390
بیست تمپ



نویسنده : کریم باقری تاریخ : دوشنبه دهم بهمن 1390
بیست تمپ



نویسنده : کریم باقری تاریخ : چهارشنبه پنجم بهمن 1390
بیست تمپ

قلبم راتقديمت ميكنم تا بداني بي رياترينم
اشكي براي اندوهت مي ريزم تابداني پر احساس ترينم
شوق وصال حس غريبي است
برايت ترسيم ميكنم حس خوشبختي را تا بداني خوشبخت ترينم
موجي از عشق را برساحل وجودت ميفرستم
تا بداني عاشق ترينم وشعرم را تقديمت ميكنم
تا بداني كه من ساده ترينم




نویسنده : کریم باقری تاریخ : چهارشنبه پنجم بهمن 1390
بیست تمپ


عشق مثل جنگ میمونه....

شروع کردنش خیلی آسونه.....

اما پایان دادنش سخته......




نویسنده : کریم باقری تاریخ : چهارشنبه پنجم بهمن 1390
بیست تمپ



نویسنده : کریم باقری تاریخ : چهارشنبه پنجم بهمن 1390
بیست تمپ


همیشه از تو نوشتن برای من سخت است

که حس و حال صمیمانه داشتن سخت است

چگونه از تو بگویم برای این همه کور؟!

چقدر این همه دیدن برای من سخت است

خرابه ی دل من را کسی نخواهد ساخت

که بر خرابه ی دل خانه ساختن سخت است

به هیچ قانعم از مهر دوستان هرچند

به هیچ این همه سرمایه باختن سخت است

نقابدار خودی را چگونه بشناسم

در این زمانه که خود را شناختن سخت است

قبول کن دل بیچاره ام ، که می گوید

که پشت پا به زمین و زمان زدن سخت است

برای پیچک احساس بی خزان سهیل

همیشه گشتن و هرگز نیافتن سخت است

عزیز من« همه جا آسمان همین رنگ است»

بیا اگر چه برای تو آمدن سخت است




نویسنده : کریم باقری تاریخ : چهارشنبه پنجم بهمن 1390
بیست تمپ
درباره سایت
تصویر وبلاگ

سلام.من کریم 19سالمه خیلی دوستتون دارم که اومدین به وبم منت میذارین نظربدین.وسعی دارم تواین وبم بسیاری از مسائل عشق عاشقی رو بیان کنم/ودر نهایتش ازدواج موفق(سلام بر قاصدک های خبر رسان که محکوم به خبرند،سلام بر شقایقها که محکوم به عشقن،سلام بر تو که محکوم به دوست داشتنی.)
آرشیو سایت
پیوندهای روزانه
امکانات
10
6


فال حافظ

8 5 0 11 a
^^
Page Up
20Temp | بیستــ تمپابزار فتوشاپتصاویر وکتوردانلود نرم افزار گرافیکآموزش فتوشاپکاغذ دیواریپوسته و قالبقالب بلاگفا قالب پرشین بلاگقالب میهن بلاگکد و اسکریپت